آسیب شناسی تربیت اخلاقی


   انسان ، امروز بیش از هر زمان دیگر، پریشان و سر در گم است. به راستی چرا احساس آرامش خود را از دست داده و به پوچ گرایی رسیده است ؟ اضطراب و افسردگی روز افزون بشر ناشی از چیست ؟ چرا هر روز آمار قتل ، خودکشی ، جنایت و آسیب و تنش های روانی _ اجتماعی رو به افزایش است ؟ مطالعات کارشناسان نشان می دهد که علت پسیکونوروزها ( بیماری های روانی ) را می توان ضعف رفتارهای اخلاقی یافت و لازم است پزشکان برای درمان این بیماریها با مسائل اخلاقی آشنا شود ، مسائلی که عدم پایبندی به آنها ، ریشه این مشکلات است .

   شش نهاد اساسی در شکل گیری شخصیت و هویت فرد موثر است که عبارتند از : اجتماع ، خانواده ، فرد ، همسالان ، مدرسه و مذهب .

   مسئله تربیت به دلیل درگیر کردن سه بعد وجود آدمی یعنی بعد شناختی ، عاطفی و رفتاری با تحول فرد برای رسیدن به هدف نهایی خلقت و تامین سعادت و کمال او از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و شناخت عوامل مختل کننده این پرورش هماهنگ و همه جانبه ، ضروری است.

 

آسیب شناسی تربیت اخلاقی عبارت است از شناسایی مجموعه پدیده هایی که بر روند رشد اخلاقی و تربیتی فرد تاثیر منفی بر  جای می نهند و در دراز مدت می تواند سرنوشت اجتماع انسانی را به مخاطره اندازد.  

   خانواده ، اجتماع و مدرسه از جنبه های مختلف می تواند آسیب زا و چالش آفرین باشد .

  • در بعد خانواده ، مسائلی همچون اختلافات خانوادگی ، تبعیض ، فقر مفرط و بی حد و حصر ، عدم اطلاع و پایبندی والدین به ارزشهای اخلاقی ، طلاق ، ازدواج مجدد و عدم آشنایی والدین به روشها و مسائل تربیتی ، قابل بررسی است .
  • در بعد اجتماعی می توان به نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی ، دوستان ناباب ، رشد بی رویه جمعیت ، کمبود مکانهای تفریحی و سالم ، تنوع و تضاد اطلاعات رسانه ای و دسترسی به کتابها و نوارهای مبتذل اشاره کرد .
  • در بعد مدرسه را نیز می توان در عدم تقویت تفکر منطقی ، عدم آگاهی یا بی تفاوتی اولیای مدرسه به مسائل اخلاقی ، تنبیه و سخت گیری ، تاکید بر آموزش صرف ، عدم برنامه ریزی مناسب برای اوقات فراغت دانش آموزان ، جستجو کرد .

تربیت : کلمه تربیت از ریشه " رَبَوَ  " به معنای زیادت  و " نمو " گرفته شده است . این کلمه در اصطلاح به معنای  " زمینه سازی برای بالفعل کردن استعدادهای بالقوه فرد " است .

اخلاق : در لغت جمع کلمه خلق است و خلق به معنای سجیه و سرشت و در اصطلاح عبارت است از ملکات نفسانی که موجب انجام و تسهیل رفتارهای ارزشی از فرد است .

تربیت اخلاقی : عبارت است از ایجاد شناخت و برانگیختن احساس فرد ، برای آنکه زشتی های رفتاری و صفات منفی از وی دور و صفات مثبت و ارزشهای اخلاقی برای او درونی و پایدار شود .

عوامل آسیب زا : مجموعه پدیده هایی که بر روند تربیت اخلاقی تاثیر منفی گذارده و شکل گیری شخصیت و هویت فرد را ، در مقام انسان ، دچار تزلزل و انحراف می کند تا جائی که سلامت جامعه و رشد سالم و بالنده اجتماع نیز به مخاطره می افتد . به عبارت دیگر ، این عوامل ، مخرب بافت اخلاقی زندگی فردی و اجتماعی هستند .

 

اهمیت و هدف تربیت از دیدگاه صاحب نظران

   بررسی دیدگاه های مختلف نشان می دهد که رسیدن به کمال فردی با آماده کردن انسان برای حضور سالم و بالنده در جامعه ، هدف تربیت است .

اهمیت تربیت اخلاقی در اسلام

   از نگاه دقیق قرآن ، فطری بودن گرایشهای ارزشی در انسان ، وی را از تعلیم و تربیت بی نیاز میکند و رشد استعدادهای اخلاقی به بهره مندی از پرورش گری رسولان الهی منوط است . هدف خاصی که از تربیت اخلاقی دنبال می شود و زمینه ساز هدف غایی خواهد بود ، کامل شدن انسان است . اگر انسان در مسیر کمال جویی فطری خویش با آگاهی و اختیار ، استعدادهایش را پرورش دهد و از هدایت تکوینی و تشریحی پیروی کند و صفات و ارزشهای مثبت را در وجودش تثبیت کند به سعادت خویش یعنی آراستگی به صفات الهی نایل می شود و در جهت تقرب الی الله طی مسیر خواهد کرد .

 

نگاهی به عوامل آسیب زا

  1. 1.    تاکید بر آموزش و بی توجهی به مسائل تربیتی و اخلاقی در مدارس

   آموزش محض نمی تواند نیل به مقاصد تربیتی را تضمین کند و انسانهای وارسته و پایبند به ارزشها را به جامعه تحویل دهد . چه بسا زندگی انسانها بدون بهره مندی از دانش و معلومات ، با رعایت عملی موازین اخلاقی تا حدودی بهتر و موثرتر به پیش رود . دانش و سواد به تنهایی کارساز نیست و نه تنها انسان را به مراتب عالی کمال و زندگی ارزش نمی رساند ، بلکه حتی دشواری ها و مشکلات زندگی وی را نیز درمان نمی کند ، به عبارت دیگر ، آموزش به تنهایی در تکامل بخشی ، سلامت افزایی و درمان مشکلات و آسیب ها ، نمی تواند راهگشا باشد .

  1. 2.    خشونت و سخت گیری

   رابطه مملو از خشم ، مخالف رابطه توام با محبت است . درگذشته ، یکی از مهمترین روشهای تربیتی را خشونت می دانستند ، اما این روش مورد تایید اسلام و دانشمندان علوم تربیتی و روانشناسی قرار نگزفته است . خشم و تنبیه در ایجاد احساس ناامنی ، طردشدگی ، بدبینی ، فقر و فاصله گرفتن او از هنجارهای ارزشی ، تاثیر زیادی دارد . با ایجاد مقاومت در فرد و تقویت این تصور که منشا تمام ناکامیهای وی محیط است و خودش هیچ نقشی در این مورد ندارد ، اعمال ضد اجتماعی شکل می گیرد. پس تنبیه باید در موارد خاص و با احتیاط کامل اعمال شود و طرف مقابل بداند که هدف از تنبیه و خشونت ، اصلاح وی است .

در مواجهه با ضرورت تنبیه ، به دو نکته اشاره شده است .

  • قبل از سرزنش و تنبیه ، ذکر خصوصیات مثبت و رفتارهای درست ، اثربخشی این پدیده را بیشتر میکند .
  • توجه به خصوصیات و ویژگیهای طرف مقابل از لحاظ سنی ، فرهنگی و تربیتی در اثربخشی تنبیه موثر است .

 

  1. 3.    عدم پایبندی خانواده به ارزشهای اخلاقی

   عوامل متعددی می تواند از طریق خانواده ، در رفتار کودکان ، نوجوانان و جوانان موثر باشد . این عوامل می تواند جنبه آسیب زایی پیدا کند که هرقدر میزان آسیب زایی شدیدتر باشد ، به همان نسبت تاثیر منفی خانواده در شخصیت فرد بیشتر خواهد بود. 

   متاسفانه در اکثر جوامع ، خانواده بر اثر پذیرش تغییرات اجتماعی ، فرهنگی و  منفعل شدن در برابر سیاستهای ضد ارزشی ، فرهنگ سازان رسانه ای ، بخشی از عملکردهای مثبت خود را از دست می دهد . اهمیت تربیت اخلاقی در خانواده به این لحاظ است که در بسیاری از موارد کج رفتاری فرزندان ، ناشی از عدم وجود بی ثباتی قوانین اخلاقی در زندگی روزمره است.

  • ·      تاثیر محیط های نامساعد خانوادگی بر رفتار اخلاقی

   نوجوان و جوان در خانواده آشفته ، با مشکلات عدیده ای به خصوص در زمینه اخلاقی دست و پنجه نرم می کند . خانواده های متزلزل که بر اثر طلاق یا مرگ از هم فرو پاشیده اند ، محیط مساعدتری برای رشد رذایل اخلاقی دارند ، همچنین اختلافات شدید خانوادگی ، مانع ایجاد روابط سالم می شود و آثار این مشاجرات و درگیریها تا مدتها بر نوجوان باقی می ماند.

روانشناسان در رفتار خانواده ها با نوجوانان و جوانان به سه دسته بندی اشاره کرده اند :

  • خانواده های آزادی طلب : در عین حال که به نوجوان آزادی در انتخاب می دهند ، مسئولیتهایی را به او واگذار می کنند و از وی می خواهند عمل به قوانین و ارزشها را مد نظر قرار دهد و به عمل ناروا و تجاوز به حقوق دیگران دست نزند . چنین خانواده هایی علاوه بر اینکه قدرت خود را حفظ می کنند ، به خواسته های نوجوان نیز توجه نشان می دهند و نقش هدایتگر را برای او ایفا می کنند .
  • خانواده ای سهل انگار : به نوجوان آزادی کامل می دهند و هیچ  کنترلی بر وی ندارند و در صدد راهنمایی او بر نمی آیند ، همچنین دوستان و معاشران وی را نمی شناسند . این خانواده ها یا بعلت مشغله زیاد از فرزندان غافلند یا اینکه روحیه سهل انگاری و مسامحه گری دارند.
  • خانواده های سخت گیر و مستبد : امتناع ورزیدن از پاسخگویی به نیازهای نوجوان و جوان ، شیوه این خانواده هاست . این امر نوجوان را وا میدارد تا عملا رفتارهایی را که مورد تنفر والدین است ، انجام دهد . دروغگویی کینه توزی و متواری شدن از مدرسه در این خانواده ها بیشتر است.

   با توجه به تقسیم فوق می توان گفت خانواده ها در بسیاری از مواقع ، خود سد راه رشد تربیتی و اخلاقی نوجوان و جوان میشوند . تربیت اخلاقی فرد در خانواده های نوع اول ، بهتر ممکن است ، زیرا در خانواده نوع دوم ، اولا والدین از علایق و استعدادهای فرزند خود اطلاعی ندارند و ثانیا بعلت عدم تقید خود ، فرزندان را به رعایت آداب و اصول اخلاقی آگاه و راغب نمی کنند . خانواده های نویع سوم نیز بعلت سخت گیری بیش از حد و غیر ضروری ، آتش لجاجت نوجوان را شعله ور ساخته و وی را متمرد و عصیانگر تربیت میکند .

   فضای خانواده از دو طریق می تواند رفتار فرزند را تحت تاثیر قرار دهد :

  • بصورت مستقیم : به این معنا که والدین خصوصیات اخلاقی و نحوه برخورد با مسائل را بطور مستقیم به فرزند می آموزند . برای مثال ، پدر به فرزند آموزش می دهد که در هنگام مواجهه با مشکلات صبور و خویشتندار باشد .
  • بصورت غیر مستقیم : از راه همانندسازی و تقلید از رفتار والدین ، فرزندان نیز به رفتارهای مشابه دست می زنند . تحقیقات نشان می دهد که والدین با هر نوع اخلاق و رفتار ، تاثیر بی بدیل بر نوجوان و جوان می گذارند و اکثر تظاهرات عاطفی و اخلاقی فرزند ، متاثر از نوع رفتار والدین است .

 

  1. 4.    تعارض و تنوع اطلاعات رسانه

   از بین رسانه های جمعی و فن آوری های جدید ، تلویزیون ، رایانه و در برخی خانواده ها ، ماهواره ، بیشترین نفوذ را بر ذهن جوان و نوجوان داشته است و برای خانواده ها و جوامع مختلف ، به رغم بازدهی مثبت در برخی ابعاد ، مسائلی را ایجاد کرده است ، که از جمله مهمترین آنها ، کمرنگ شدن ارزشهای اخلاقی ، هنجارشکنی ها و آسیب های فرهنگی اخلاقی است .

   یکی از جنبه های مخرب تلویزیون که شاید جهان شمول باشد ، تاثیر خشونت های تلویزیونی بر افکار ، عقاید ، احساسات و رفتار مردم بویژه کودکان و نوجوانان است که به ارائه رفتارهای غیراخلاقی و ضد اجتماعی مختلف همچون : کتک زدن ، دندان گرفتن ، فحاشی ، تهدید کردن ، پرتاب کردن اشیا ، تحقیر دیگران ، بیرحمی و گستاخی در برابر قواعد اخلاقی و قوانین اجتماعی و دهها آسیب دیگر می انجامد .

   اینترنت و رایانه نیز به رغم وظیفه و رسالت اصلی خود ، یعنی ارائه اطلاعات و آموزش ، در بخش سرگرمی و تفریح ، خانواده ها و جوامع را از لحاظ اخلاقی با مخاطره روبرو ساخته است . زیرا به راحتی کودکان و نوجوانان را با خطرات ، ضد ارزشها و عوامل مخرب ، مربوط کرده است . مهمترین این خطرات در حوزه جنسی و خشونت مطرح است که بهداشت روانی نسل امروز و فردای ما را به مخاطره انداخته است .

   نکته دیگر ، نقش اطلاعات رسانه ای در فراموشی هویت ملی و هویت سازی مدرن برای نوجوان و جوان است . اینکه جوان امروز می خواهد چه کسی باشد ؟ یا چه کسی بشود ؟ پرسش مهمی است که وی را به چالش می کشاند . متاسفانه 46%  از جوانان ، برنامه های رسانه های خارجی از حمله ماهواره را بر صدا و سیما ترجیح می دهند و چنین حجم وسیعی از گرایش به رسانه های غربی ، عامل مهمی در گرایش جوان به فرهنگ غرب است .

   به طور کلی منابع تعارض زایی را که جنبه محیطی و اجتماعی دارند ، میتوان در این دسته جای داد . از یک طرف الگوهای ملی ، مذهبی ، رفتارهای ارزشی را ارائه میکنند و از طرف دیگر اینترنت ، ماهواره و ...... رفتارهای غیر ارزشی . تعارضی که میان نظام ارزشی دو جامعه وجود دارد و تعاریف ارزشی متناقضی که از سوی هر کدام برای جوان و نوجوان ارائه می گردد ، وی را دچار آشوب و سر درگمی کرده و عامل تسهیل کننده رفتارهای غیراخلاقی می شود .

  1. 5.    نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی

   اختلافات طبقاتی هر جامعه ، افراد ، بویژه نوجوان و جوان را در موقعیت هایی قرار می دهد که نمی تواند نقش ها و وظایف اجتماعی مناسب خود را بیابد و همین امر می تواند به رفتارهایی ضداخلاقی و ضد اجتماعی منجر شود .

هر یک از طبقات اجتماع دارای ارزشها ، هنجارها ، عقاید و شیوه زندگی خاص خود هستند . تفاوت میان طبقات مختلف اجتماع می تواند تا حد ایجاد تضاد و تعارض در ارائه رفتارهای خاص ، پیش رود . وجود فقر مادی خانواده و بی عدالتی در ارائه خدمات مشابه به شهروندان ، موجب شکل گیری شدیدتر ضد هنجارها می شود .

امیر مومنان علی (ع) می فرمایند : العسر یفسد الاخلاق  ، تنگدستی مایه های اخلاق را فاسد می کند.

حضرت رسول اکرم (ص) می فرمایند : فقر آدمی را به کفر می رساند.

امام صادق (ع) هیبت و عظمت را از فقیر محال  شمردند .

  1. 6.    دوستان ناباب

     پیوستن به گروهها ، بویژه گروه دوستان ناباب ، می تواند آثار مخربی داشته باشد . مهمترین الگوی نوجوان پس از والدین ، گروه همسالان است گروه همسالان به فرد ، سلوک و روش مستقل زیستن را می آموزد و با سست کردن علاقه های عاطفی زندگی خانوادگی و ایجاد پیوندهای جدید اجتماعی ، زمینه های استقلال عاطفی نوجوان را فراهم می آورد . دوستان به عنوان منبع ارتباطی و حمایتی می توانند در رشد و سلامت روانی ، اخلاقی و اجتماعی نوجوان موثر باشند ، اما برای گزینش دوستان لایق باید آگاهی های لازم و بسترسازی مناسب از سوی خانواده صورت گیرد .

 

/ 0 نظر / 117 بازدید